السيد الطباطبائي
237
مجموعه رسائل ( فارسى )
چيزى از كسى آموخته باشد ، چه ربطى به اين همه معارف و علوم و حكمتها و حقايق داشته است ؛ و حال آن كه در برابر چنين سخنانى بليغ و لطيف ، بزرگان و سخنوران عرب به عجز و ناتوانى خود اعتراف نموده و انگشت حيرت به دندان گرفتهاند . بعضى به آن حضرت تهمت مىزدند كه گاهى با يك آهنگر رومى تماس مىگرفته و مطالبى از او مىآموخته است . قرآن كريم در پاسخ چنين كسانى مىفرمايد : « وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ » ؛ « 1 » ما نيك مىدانيم كه كافران مىگويند : بشرى قرآن را به او ياد مىدهد ! با اين كه زبان كسى كه قرآن را به او نسبت مىدهند ، عجمى [ غير عربى ] است ، در صورتى كه اين قرآن به زبان عربى روشن و [ فصيح ] است . برخى ديگر نيز مىگفتند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قسمتى از معلومات خود را از سلمان فرا گرفته است ، زيرا سلمان از دانشمندان ايران بوده و به تاريخ اديان و مذاهب آشنايى داشته است ! در پاسخ بايد گفت كه سلمان در مدينه ايمان آورد ، و حال آنكه بخش عمدهء قرآن كريم در مكه نازل شده بود ، و در مجموع ، آياتى كه مشتمل بر معارف و حقايق و تاريخ گذشتگان بوده و در مكه نازل شده است ، به مراتب افزونتر و كاملتر از آياتى است كه در مدينه نازل گرديده است . بنابراين ، سلمان و ديگر اصحاب ، كدام مطلب تازهاى را عرضه كردهاند ؟ ! از اينها گذشته ، كسانى كه عهدين « 2 » [ تورات و انجيل ] را به دقت مورد مطالعه قرار
--> ( 1 ) . نحل ، آيه 103 . . ( 2 ) . منظور از « عهدين » ، عهد جديد [ پيمان نو ] و عهد قديم [ پيمان كهن ] است . اصطلاحاً « عهد جديد » به انجيل ، و عهد قديم به تورات اطلاق مىشود . به « عهد قديم » ، « عهد عتيق » نيز مىگويند . ( ر . ك : فرهنگ معين ، ج 5 ، ص 1221 . ) .